تبلیغات

فتحی در سرزمین عجایب

ایران ورزشی: فتحی به کلی غریبه با مقوله ورزش نیست و در دوره ریاست داریوش مصطفوی رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بود و در سمت مدیریتی‌اش در شهرداری نیز لابد فعالیت‌های ورزشی در سطح شهر را سمت و سو داده است و حقوقدان بودن وی نیز سبب می‌شود او از پاره‌ای جهات در دام‌های قضایی و لغزش‌های قانونی قرار نگیرد که مدیریت باشگاه‌های پردردسر مثل سرخابی‌ها را معمولا شامل حال سران ارشد خود می‌کند.

1- استقلال به سبب سستی مدیرانش چه افتخاری که رفت و چه اکبر عباسی ملکی که به جای تنزل داده شدن حائز پست مهم‌تر رییس هیات مدیره شده و چه جواد قراب و حسن زمانی در گردابی از جذب نفرات لازم برای لیگ هجدهم گرفتار آمده که حتی مایکل فلپس ابرشناگر تاریخ ورزش برای زنده ماندن در آن کم می‌آورد! قراردادهای «حرفی و ادعایی» که با امثال تیام و جباروف بسته نشده و قراردادهای بسته شده با نیروهای درجه دوم نظیر باقری و آقاخان و معطل ماندن طولانی مدت بابت مجید حسینی تیمی را به دست وی منتقل کرده که نه آرامش دارد و نه نقشه راهی برای آینده و فقط روز به روز زندگی می‌کند.

2- منابع مالی در استقلال همچنان اندک و دهان اژدهای بدهکاری همچنان غول‌آسا و خواسته ستاره‌های خارجی برای ادامه عضویت در این تیم در حد و اندازه‌هایی مخوف است و استقلال حتی مجبور است برای حفظ مجید حسینی پولی بپردازد که نیم فصل دوم سال پیش برای جذب تیام نداد. عجیب است که هیچکس نمی‌پرسد عباسی ملکی که پیشینه کار طولانی مدت در یکی از بانک‌های کشور را دارد و برای تامین بودجه‌های کلان به استقلال آمده بود چرا هیچ قدم بلندی در این راه برنداشته و اگر در کارش ناموفق بوده (که قطعا ناموفق بوده) چرا ارتقای درجه یافته است؟ فتحی در آستانه شروع فصل جدید لیگ باید از خود بپرسد که منابع مالی را چطور به استقلال بیاورد و در نتیجه ذهن و وجودش از سوالات اساسی‌تر تشکیلاتی و مهم‌تر فنی تهی است.

3- سران ارشد ورزش برای ششمین بار است که طی 3 سال و نیم اخیر در هیات مدیره استقلال دست می‌برند و اگر اینقدر آزمون و خطا هم کافی نیست پس چه زمانی می‌توان به بحث مقوله مدیران پایدار و ماندگار در دو باشگاه پرطرفدار تهران و کل کشور رسید. فتحی ابتدا باید از خود بپرسد که راه‌های استقرار و اجرای یک کار تشکیلاتی استوار در باشگاه چیست و سپس وسایل تامین آن را جور کند اما به سبب انتصاب دیرهنگامش به سمت سرپرست آبی‌ها درگیر موضوعات دم‌دستی اما مهمی مثل تبعات عدم شرکت در سوپرجام و سفر به ترکیه در عین نبود تعداد قابل توجهی از نفرات اصلی تیم شامل تیام و جباروف و ملی‌پوشان باشگاه است و وقت برای بررسی عمیق‌تر ماجراها ندارد و مجبور است به زندگی روزمره بپردازد.

4- اگر انتصاب فتحی فقط یک اقدام موقتی است و او تنها یک دوره گذار را طی می‌کند تا نفر اصلی کاندیدای ریاست آبی‌ها بیاید، ماجرا تا حدی مفهوم خواهد شد اما با شناختی که از آدم‌ها و عناصر موجود در ماجرا داریم، فتحی با امید یک اقامت طولانی مدت به جمع آبی‌ها آمده است و لابد خوشبین است که با فتح جام‌‌ها در این باشگاه ماندنی شود و در آن صورت این پرسش که وی واقعا چقدر «اهل» این کار است و چه میزان شانس توفیق دارد، طنین و مناسبت و ضرورت بیشتری خواهد یافت.

5- پیشینه آبی‌ها در سال‌های اخیر همانطور که پیش‌تر آمد، سرشار از تغییر مدیریت‌ها و تغییر مربیان بوده است. فرآیندی که لازم و انجام‌شان به نفع باشگاه بوده اما دیر و بد هنگام انجام شده‌اند و به تبع آن تاثیرگذاری لازم را نداشته‌اند. این بار نیز در برکناری افتخاری تاخیر زیادی صورت گرفت و تعویض وی باید زودتر انجام می‌شد تا باشگاه وقت بیشتری برای وفق یافتن با انگاره‌های کاری سرپرست جدید داشته باشد.

سال پیش نیز علیرضا منصوریان در شرایطی از سرمربیگری تیم برکنار و میک مک درموت به مدت یک هفته و وینفرد شفر برای آینده طولانی‌تر جانشین وی شدند که هفت هفته از لیگ برتر گذشته و پرسپولیس با فراری بزرگ در صدر جدول قهرمانی‌اش را تا حد زیادی حتمی کرده و کوشش استقلال را برای گرفتن خود به یک تلاش عبث تبدیل ساخته بود. امسال هم فتحی در شرایطی جای افتخاری را گرفته که در طلیعه شروع فصل جدید اوضاع بد جوری گره خورده و صدای اعتراض همگان بلند است.

6- فتحی به رغم تعریف‌های داریوش مصطفوی و حسن روشن از وی شاید الگوی مشخصی از موفقیت در این شرایط حاد در ذهن نداشته باشد و سفر عاجل به ترکیه برای یافتن دیدگاهی بهتر و آشنایی بیشتر با آبی‌ها برای رسیدن به این مهم ناکافی نشان می‌دهد. جا افتادن در این باشگاه برای او زمان زیادی خواهد برد و با اینکه سایر مهره‌های درشت باشگاه محکوم به حمایت از وی و ارائه کمک‌های لازم به او هستند اما این بیم اساسی وجود دارد که هم خود او تازه‌واردتر از این باشد که قادر به مدیریت بهینه این کمک‌ها و استفاده تام و تمام از آنها باشد و هم برخی کمک‌کننده‌ها به وی جاده صاف‌کن جانشینان بالقوه وی و کسانی باشند که صلاحیت ساختاری و آمادگی تشکیلاتی بیشتری برای گردش امور استقلال دارند و در گذر زمان به کوره‌های آبدیده‌تری تبدیل شده‌اند. کسانی که دیر یا زود به مناصبی می‌رسند که در دو سال و اندی اخیر در اختیار افتخاری بود و اینک به دست فتحی رسیده است.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار